تبليغاتX
پاکی نسیم
وقتی نارحت میشین 

حرف بزنین 

که چی ساکت  میشین 

بقیه هم اینجوری ناراحت میشن خوب 


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 17:3  توسط ط.ر 

این روزها میترسم 

خیلی بیشتر از قبل میترسم 

دیگه با اون دختر جسوری که که فکر میکنم هدف مهمه فرق دارم 

حتی برای کیلیک ساده روی لینک ها میترسم 

این روزها همش با خودم حرف میزنم 

نه تقصیر تو نیست 

تو منو به یک ترسو تبدیل نکردی 

تقصیر هیچ کس نیست غیر از خودم 

حالا میتونم همیون قدر که خودم رو دوست داشتم از خودم متنفر باشم 

دقیقا نمیدونم چی میخام 

این روزها توی اوج ترس خاطره بازی میکنم 

از صدای زنگ تلفن میترسم 

از تو از هر خبری که شاید بد باشه 

من میترسم 

از سرچ کردن اسم خودم توسط تو یا هر کس 

هر دیدن خودم در آیینه 

دلم هوای کچه قدیمی مان را دارد کوچه پهن با خانه های یک و دو طبقه 

همون جاها  خوش ها م رو جا گذاشتم 

دلم پنجره اتاقم رو میخاد که  جوش بشینم کتاب دستم بگیرم اما درس نخونم و الکی به کوچه نگاه کنم 

دلم صد تا چیز میخاد اما نمیدونم دقیقا کدوم رو واقعا میخاد 

بی قرارم 

خیلی بی قرار 

دیگه فقط از داشتن موهای فر و استعداد برای چاق بودن ناراحت نیستم 

توی مرحله ای هستم که کلا دغدغه ندارم 

فقط میترسم 

کاش سر میشدم از  این همه درد 

بی حسی 

شاید دلم میخاد بی حس شم 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:49  توسط ط.ر 

از زور دلتنگی نمیدونم چه کار کنم 

دلتنگی یه وقتها چاره نداره 

خیلی بده که ندونی دلتنگیت از چیه 

یا بدتره که اونی که میخای نشه 

کلن سخته دیگه 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 19:38  توسط ط.ر 

خداحافظی کردن خیلی سخته

مثل تموم شدنه خودت 

ولی وقتی مجبوری سخت تره

وقتی خودخواهی خیلی سخت تره

از اون سختی ها که شاید نتونی تحملش کنی

اما اگر هم نخای تحمل کنی چه کاری میتونی بکنی

هیچی

دستات خالیه و خالی تر هم میشه

دلتنگیت وقتی بیشتره که میبینی اونی که میخای هست میبینیش اما دیگه ماله تو نیست

تو باید مثل یه عابر رد شی بری

خدایا از ته دلم میگم برای هیچ کس این تجربه ها رو نخاه


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390ساعت 17:33  توسط ط.ر